آیا باید درباره سرطان سینه خود کار کنید؟


اگر به سرطان سینه مبتلا هستید ، آیا رئیس شما واقعاً باید بداند؟ همکارانتان چطور؟

تماس شماست و بستگی به این دارد که چه چیزی برای شما بهتر است.

اگر در طول درمان یا اقامت مناسب ، مانند استراحت در خانه ، به مرخصی نیاز دارید ، ممکن است به رئیس یا تیم منابع انسانی خود اطلاع دهید. همکارانی که به آنها نزدیک هستید می توانند یک آرامش باشند.

اما اگر ترجیح می دهید آن را خصوصی نگه دارید ، می توانید.

در اینجا نحوه بررسی چهار زن در تشخیص سرطان سینه در محل کار آورده شده است.

من به رئیس و چند همکارم گفتم

نیومی تامپسون ، مدیر کالج محلی در ویچیتا ، KS ، برای مرحله سوم سرطان پستان شیمی درمانی می کند. او تصمیم گرفت تشخیص خود را در محل کار فاش کند زیرا می دانست که پس از شروع درمان متفاوت به نظر می رسد و باید روزهای کاری را از دست بدهد.

تامپسون می گوید: “اولین فردی که به او گفتم سرپرست مستقیم من بود.” “پس از حدود یک هفته ، به چندین همکار نزدیک خود ایمیل زدم تا مستقیماً به آنها بگویند.” او همچنین به سرپرست خود اجازه داد تا به سایر اعضای تیم خود بگوید تا مجبور نباشد داستان خود را بارها و بارها تکرار کند.

او از تصمیم خود راضی است

تامپسون می گوید: “سرپرست مستقیم من فوق العاده فهمیده و دلسوز بود ، همکارانم و دیگر اعضای تیم.” “خوشحالم که به آنها گفتم زیرا بسیاری از آنها تجربیات خود را در مورد سرطان به اشتراک گذاشتند و شنیدن داستانهای آنها آرامش بخش بود.”

همکاران تامپسون حتی غذاهایی را برای روزهای شیمی درمانی خود ترتیب دادند که به خانواده او کمک کرد. اما همه از چنین وضعیت حمایتی برخوردار نیستند.

من به هیچ کس در محل کار گفتم

دافنه اورتیز ، روزنامه نگار و صاحب یک شرکت روابط عمومی کوچک به نام Statement PR در شیکاگو می گوید: “من در دسامبر 2015 به سرطان سینه مبتلا شدم و آن را بسیار ساکت نگه داشتم.”

اورتیز تصمیم گرفت تشخیص خود را با هیچ کس در محل کار در میان نگذارد. او می گوید: “من نمی خواستم آنها نگران باشند و من نمی خواستم آنها فکر کنند که من در بازی خود نیستم.”

او همچنین به مشتریان خود چیزی نگفت.

اورتیز می گوید: “من نمی خواستم آنها فکر کنند من آنقدر مبتلا به سرطان شده ام که نمی توانم به حساب آنها توجه کنم.” “در کسب و کار من ، اگر نمی توانید کار را انجام دهید ، هزاران نفر دیگر از روزنامه نگاران فوق العاده می توانند این کار را انجام دهند.”

محرمانه نگه داشتن چیزها نیز شخصاً به او کمک کرد.

اورتیز می گوید: “کار مکان خوبی برای من بود که تمرکز کنم و خودم را از ترس زندگی با سرطان دور کنم.”

او در سایر قسمت های زندگی خود به دوستان نزدیک خود گفت. فقط در محل کار نیست

او می گوید: “من به افرادی نیاز داشتم که در مورد من در این سفر انرژی خوبی داشته باشند.” با خصوصی نگه داشتن آن در محل کار ، او مجبور به مواجه شدن با هرگونه ناخوشی نبود.

شش سال بعد ، او می گوید این تصمیم درستی برای او بود.

کتاب باز

سارا اولشر زمانی که مدیر بازاریابی Red Tricycle ، یک شرکت نوپای کوچک در سوسالیتو ، کالیفرنیا بود ، متوجه سرطان سینه شد.

اولشر دارای سابقه خانوادگی سرطان سینه و مدافع غربالگری زودهنگام بود. او با تیم خود در محل کار در مورد سابقه خانوادگی خود بسیار باز بود ، حتی آنها را در نمایش های شخصی خود به روز می کرد.

وقتی تشخیص داده شد ، اولشر بلافاصله به مدیرعامل خود گفت. او می گوید: “من احساس ناخوشایندی داشتم ، اما کمتر تنها بودم.”

رئیس او نگران بود و پیشنهاد کمک کرد. او حتی مواد غذایی خود را به همراه داشت زیرا مطمئن نبود که به چه چیزی نیاز دارد.

“خیلی مهربون بود اولشر می گوید: “این واقعا برای من معنی زیادی داشت.”

او همچنین به همکارانش گفت. او می گوید: “عضویت در یک تیم کوچک به این معنی بود که می خواستم آنچه را که در جریان است با مردم به اشتراک بگذارم.”

پس از عمل جراحی ، اولشر متوجه شد سرطان گسترش یافته است و او نیاز به شیمی درمانی دارد. او انتظار داشت که درمان یک سال طول بکشد ، بنابراین مرخصی از کار افتادگی گرفت.

او می گوید: “رئیس من بیمه درمانی من را برای مدتی تحت پوشش قرار داد و هنگامی که به کار برگشتم موقعیت دیگری را برای من ایجاد کرد ، اگرچه من قطعاً مانند قبل نبودم.” خستگی.

اولشر می گوید باز بودن در محل کار به او کمک می کند تا از استرس نگرانی در صورت آگاهی مردم جلوگیری کند. این نیز ضروری بود زیرا او به زمان دور از کار نیاز داشت. او می گوید ، اما این یک تصمیم شخصی است و ممکن است به تیم و رئیس شما بستگی داشته باشد.

می خواستم مثال بزنم

کریستینا استینورث پاول ، روان درمانگر دارای مجوز در نشویل ، مشاغل آزاد دارد. بنابراین او همکارانی نداشت که در مورد تشخیص خود بگوید.

اما او تصمیم گرفت که به بیمارانش بگوید زیرا می دانست که آنها در نهایت متوجه تغییراتی در ظاهر او به دلیل شیمی درمانی می شوند.

او می گوید: “من صادقانه احساس نمی کردم که حق انتخاب دارم.” “برای من ، دانستن حقیقت آنچه در مورد من اتفاق می افتد مهم بود نه حدس و گمان.”

او همچنین می خواست یک الگوی مثبت برای بیماران خود باشد ، تا به آنها نشان دهد که اعتراف می کنند که نمی توانید همه کارها را انجام دهید و برای مراقبت از خود وقت بگذارید.

به عنوان یک درمانگر ، استینورث پاول می گوید تلاش برای انجام همه این کارها بدون حمایت دیگران می تواند یک اشتباه باشد.

او می گوید: “جایزه ای برای قوی بودن وجود ندارد.”

او می گوید اغلب برای تشخیص تشخیص خود به رئیس و تیم منابع انسانی مفید است. “اکثر مکانها وقتی می دانند که شما به کمک احتیاج دارید درک و باورپذیر نیستند.”

استینورث پاول می گوید: “و به یاد داشته باشید ، اگر به آنها اطلاع ندهید که به چیزی نیاز دارید ، هیچ کس نمی تواند به شما کمک کند.”

دیدگاهتان را بنویسید