فرقه کوویدین – واقعیت وجود دارد و “واقعیت” وجود دارد


در فرقه کوویدین (قسمت اول) و (قسمت دوم) من به اصطلاح “عادی جدید” را به عنوان “جنبش ایدئولوژیک توتالیتر جهانی” توصیف کردم. از زمانی که من این مقالات را منتشر کردم ، بیشتر و بیشتر مردم به این دلیل آمده اند ، نه به عنوان “جنون” یا “واکنش بیش از حد” ، بلکه در واقع ، شکل جدیدی از توتالیتاریسم ، شکلی جهانی شده ، آسیب دیده ، غیرسیاسی ، که به طور سیستماتیک تحت عنوان “حفاظت از سلامت عمومی” اجرا می شود.


برای مقابله با این شکل جدید توتالیتاریسم ، باید بفهمیم که این سیستم چگونه شباهت و چه تفاوتی با سیستم های توتالیتر قبلی دارد. شباهت ها کاملاً آشکار است – تعلیق حقوق اساسی ، دولت هایی که با حکم حکم می کنند ، تبلیغات رسمی ، آیین های وفاداری عمومی ، غیرقانونی کردن مخالفان سیاسی ، سانسور ، تفکیک اجتماعی ، گروه های جناحی که مردم را ترور می کنند و غیره – اما تفاوت ها واضح.

در حالی که توتالیتاریسم قرن بیستم (یعنی شکلی که عموم مردم با آن آشنایی دارند) کمابیش ملی و آشکارا سیاسی بود ، توتالیتاریسم عادی جدید فراملیتی است و ایدئولوژی آن بسیار ظریف تر است. عادی جدید نازیسم یا استالینیسم نیست. این توتالیتاریسم جهانی-سرمایه داری است و سرمایه داری جهانی از نظر فنی ایدئولوژی ندارد یا بهتر بگویم ایدئولوژی آن “واقعیت” است.

وقتی شما یک هژمون ایدئولوژیک جهانی بی رقیب هستید ، همانطور که سرمایه داری جهانی در 30 سال گذشته بوده است ، ایدئولوژی شما به طور خودکار به “واقعیت” تبدیل می شود ، زیرا هیچ ایدئولوژی رقیبی وجود ندارد. در واقع ، هیچ ایدئولوژی وجود ندارد … فقط “واقعیت” و “غیرواقعی” ، “عادی بودن” و “انحراف از هنجار” وجود دارد.

بله ، من می دانم ، واقعیت واقعیت است … به همین دلیل است که من همه این اصطلاحات را در نقل قول های ترسناک قرار می دهم ، بنابراین ، لطفاً ، از ایمیل های طولانی که به طور قطعی واقعیت واقعیت را اثبات می کند ، صرفه جویی کنید و سعی کنید بفهمید که چگونه این کار می کند.

واقعیت وجود دارد (هرچه که باور کنید) و “واقعیت” وجود دارد که نحوه عملکرد جوامع ما را تعیین می کند. “واقعیت” به صورت جمعی ، مطابق ایدئولوژی هر سیستمی که جامعه را کنترل می کند ، ساخته شده است (یعنی شبیه سازی شده است).

در گذشته ، “واقعیت” آشکارا ایدئولوژیک بود ، صرف نظر از اینکه در کدام “واقعیت” زندگی می کردید ، زیرا “واقعیت” های رقیب دیگری در آنجا وجود داشت. دیگر وجود ندارد تنها یک “واقعیت” وجود دارد ، زیرا کل سیاره – بله ، از جمله چین ، روسیه ، کره شمالی و هر کجا – توسط یک سیستم هژمونیک جهانی کنترل می شود.

یک سیستم هژمونیک جهانی نیازی به ایدئولوژی ندارد ، زیرا مجبور نیست با ایدئولوژی های رقیب رقابت کند. بنابراین ایدئولوژی را از بین می برد و “واقعیت” را جایگزین آن می کند. واقعیت (هرچه شخصاً معتقد باشید که هست ، که البته همان چیزی است که واقعاً هست) در واقع پاک نمی شود. فقط مهم نیست ، زیرا شما نمی توانید “واقعیت” را دیکته کنید.

سرمایه داری جهانی می تواند “واقعیت” را دیکته کند ، یا به عبارت دقیق تر ، “واقعیت” را شبیه سازی می کند ، و با این کار عکس “واقعیت” را شبیه سازی می کند ، که به همان اندازه اگر مهمتر نباشد.

این “واقعیت” ساخته شده توسط سرمایه داری جهانی یک “واقعیت” غیرسیاسی و غیر تاریخی است ، که یک مرز ایدئولوژیکی نامرئی را ایجاد می کند و محدودیت های آنچه “واقعی” است را تعیین می کند. به این ترتیب ، سرمایه داری جهانی (الف) ماهیت ایدئولوژیکی خود را پنهان می کند و (ب) همه و همه مخالفت های ایدئولوژیکی را به طور خودکار نامشروع ، یا به طور دقیق تر ، وجود ندارد. ایدئولوژی همانطور که می دانستیم از بین می رود.

استدلال های سیاسی ، اخلاقی و اخلاقی به این س reducedال خلاصه می شود که “واقعی” یا “واقعی” چیست ، که “کارشناسان” و “بررسی کنندگان واقعیت” GloboCap آن را دیکته می کنند. همچنین ، از آنجا که این “واقعیت” یک سیستم ایدئولوژیک منسجم با ارزشهای اساسی ، اصول اصلی و غیره نیست ، می توان آن را به شدت تجدید نظر کرد یا در یک لحظه به طور کامل جایگزین آن شد.

سرمایه داری جهانی هیچ ارزش بنیادی ندارد – البته به جز ارزش مبادله ای – و بنابراین آزاد است هر نوع “واقعیت” ای را که می خواهد بسازد و در هر زمان که به اهداف خود برسد ، “واقعیت” جدیدی را جایگزین کند. مانند دستی که صحنه نمایش را تغییر می دهند.

به عنوان مثال ، “جنگ جهانی علیه ترور” ، که از سال 2001 “واقعیت” رسمی بود تا اینکه در تابستان 2016 ، زمانی که “جنگ علیه پوپولیسم” به طور رسمی آغاز شد ، لغو شد. یا ، در حال حاضر ، “عادی جدید” ، که جایگزین “جنگ علیه پوپولیسم” در بهار 2020 شد. هر کدام شبیه سازی های جدیدی از “واقعیت” به طور ناگهانی ، ناخودآگاه ارائه شد ، مانند آن صحنه در 1984 که حزب تغییر می کند دشمنان رسمی درست در میانه سخنرانی هفته نفرت.

به طور جدی ، به این فکر کنید که کجا هستیم ، 18 ماه پس از “واقعیت” جدید خود ، سپس به عقب برگردید و مرور کنید چگونه GloboCap به طور آشکار New Normal را در بهار 2020 منتشر کرد … و اکثریت توده ها حتی پلک هم نمی زدند. آنها به طور یکپارچه به “واقعیت” جدید منتقل شدند که در آن ویروس به جای “برتری طلبان سفیدپوست” یا “عوامل روسیه” یا “تروریست های اسلامی” به دشمن رسمی جدید تبدیل شده بود.

آنها فیلمنامه هایی را که در چهار سال گذشته به صورت کلمه از آنها می خواندند کنار گذاشتند ، و فیلمنامه هایی را که در 15 سال قبل از آن می خواندند ، کنار گذاشتند و شروع به تکان خوردن دیوانه وار بر فرقه های شیطانی کووید کردند ، همانطور که در حال ممیزی بیش از حد بودند. برترین تمسخر اورول این مسئله ما را به مشکل فرقه کوویدیا می رساند … چگونه می توان به آنها رسیدگی کرد ، که اشتباه می کنیم ، ما باید به هر طریقی این کار را انجام دهیم ، یا عادی جدید به “واقعیت” دائمی ما تبدیل می شود.

من هنجارهای جدید را “فرقه کوویدین” نامیدم ، نه برای این که بی جهت آنها را مورد اهانت یا تمسخر قرار دهم ، بلکه به این دلیل است که تمامیت خواهی این است … یک نوشته فرقه ای بزرگ ، در مقیاس اجتماعی. هرکسی که سعی کرده با آنها ارتباط برقرار کند می تواند صحت این قیاس را تأیید کند.

شما می توانید حقایق را به آنها نشان دهید تا زمانی که در چهره خود کبود شوید. کوچکترین تفاوتی نخواهد کرد. فکر می کنید در مورد حقایق بحث می کنید ، اما اینطور نیست. شما “واقعیت” جدید آنها را تهدید می کنید. فکر می کنید در تلاش هستید که آنها را به تفکر منطقی وادار کنید. تو نیستی. آنچه شما هستید یک بدعت گذار ، عامل نیروهای اهریمنی ، دشمن همه چیزهای “واقعی” و “واقعی” است.

دانشمندان به شما برچسب “فرد سرکوب کننده” می دهند. New Normals شما را “نظریه پرداز توطئه” ، “ضد واکسر” یا “نفی کننده ویروس” می نامد. حروف خاص خیلی مهم نیست. آنها فقط برچسب هایی هستند که اعضای فرقه و تمامیت خواهان برای شیطان سازی کسانی که آنها را “دشمن” می دانند ، استفاده می کنند … هر کسی که “واقعیت” فرقه یا “واقعیت” سیستم توتالیتر را به چالش بکشد.

واقعیت ساده این است که شما نمی توانید مردم را از روی فرقه صحبت کنید و نمی توانید آنها را از روی تمامت خواهی صحبت کنید. معمولاً آنچه در فرقه انجام می دهید این است که فرد را از فرقه بیرون می آورید. شما آنها را می ربایید ، به خانه امن یا هرجای دیگر می برید ، آنها را با تعداد زیادی از اعضای غیر فرقه احاطه کرده و به تدریج در طی چند روز برنامه خود را از برنامه خارج می کنید.

شما این کار را انجام می دهید زیرا ، در حالی که آنها هنوز در فرقه هستند ، نمی توانید به آنها برسید. آنها نمی توانند شما را بشنوند. فرقه یک “واقعیت” جمعی و مستقل است. قدرت آن از ارگانیسم اجتماعی متشکل از رهبران فرقه و دیگر اعضای فرقه سرچشمه می گیرد. شما نمی توانید از این قدرت “دور” صحبت کنید. قبل از اینکه بتوانید با او استدلال کنید ، باید شخص را از آن جدا کنید.

متأسفانه ما این گزینه را نداریم. عادی جدید یک سیستم تمامیت خواه جهانی است. هیچ “خارج” از سیستم برای عقب نشینی وجود ندارد. ما نمی توانیم همه را ربوده و به سوئد ببریم. همانطور که در قسمت اول این مجموعه اشاره کردم ، الگوی فرقه/جامعه برعکس شده است. فرقه به جامعه غالب تبدیل شده است ، و ما که تغییر دین نداده ایم ، به مجموعه ای از جزایر جدا شده تبدیل شده ایم که نه در خارج ، بلکه در درون فرقه وجود دارند.

بنابراین ما باید استراتژی متفاوتی را اتخاذ کنیم. ما باید کاری کنیم که هیولا خود را نشان دهد ، نه به ما که قبلاً می توانیم آن را ببینیم ، بلکه به توده های عادی جدید ، فرقه گرایان کوویدیا. ما باید جیم جونز را وادار کنیم که کلاهبرداری صلح و عشق را کنار بگذارد ، وارد جنگل شود و Kool-Aid را بشکند.

ما باید چارلز مانسون را مجبور کنیم که گیتار خود را کنار بگذارد ، زمان تعلیق را لغو کند و هیپی قاتل شود. اینگونه است که شما فرقه ای را از درون برطرف می کنید. شما سعی نکنید پیشرفت آن را خنثی کنید. شما آن را به سمت نتیجه منطقی آن سوق می دهید شما باعث می شوید که تجلی کامل خود را نشان دهد ، زیرا وقتی منفجر می شود و می میرد.

شما این کار را با م polدب بودن ، سازش یا اجتناب از درگیری انجام نمی دهید. شما این کار را با ایجاد درگیری داخلی تا آنجا که می توانید در فرقه انجام می دهید.

به عبارت دیگر ، ما باید GloboCap (و همراهانش) را آشکارا توتالیتر کنیم … زیرا نمی تواند. اگر می توانست ، قبلاً این کار را کرده بود. سرمایه داری جهانی نمی تواند به این شکل عمل کند. تمامیت خواهی آشکارا باعث انفجار آن خواهد شد … نه ، نه خود سرمایه داری جهانی ، بلکه این نسخه تمامیت خواه آن. در واقع ، این در حال شروع به اتفاق افتادن است.

برای تابع نگه داشتن توده ها به شبیه سازی “واقعیت” و “دموکراسی” و “عادی بودن” نیاز دارد. بنابراین ما باید به این شبیه سازی حمله کنیم. ما باید روی آن چکش بزنیم تا ترک بخورد ، و هیولا که در داخل پنهان شده ظاهر می شود.

این ضعف سیستم است … توتالیتاریسم عادی جدید کار نخواهد کرد اگر توده ها آن را به عنوان “توتالیتاریسم” ، به عنوان یک برنامه سیاسی/ایدئولوژیک درک کنند ، نه به عنوان “پاسخ به یک همه گیری مرگبار”. بنابراین ما باید آن را به عنوان تمامیت خواهی نمایان کنیم.

ما باید New Normals را مجبور کنیم که آن را همانطور که هست ببیند. منظور من این نیست که ما باید آن را برای آنها توضیح دهیم. آنها از دسترس توضیحات خارج هستند. منظور من این است که ما باید آنها را مجبور به دیدن ، احساس ، ملموس و اجتناب ناپذیر کنیم ، تا زمانی که آنها تشخیص دهند با چه چیزی همکاری می کنند.

بحث بر سر شرایط آنها را متوقف کنید و در عوض مستقیماً به “واقعیت” آنها حمله کنید. هنگامی که آنها شروع به لجبازی در مورد ویروس می کنند ، انواع آن ، “واکسن ها” ، و دیگر سخنرانی های فرقه ای کووید ، وارد داستان آنها نمی شوند. طوری پاسخ ندهید که گویی منطقی هستند.

طوری پاسخ دهید که انگار در مورد “زنو” ، “بدن تتان” ، “هلتر اسکلتر” یا هرگونه مزخرف فرقه ای دیگر صحبت می کنند ، زیرا این دقیقاً همان چیزی است که هست. قوانین و محدودیت های آنها ، “پوشش صورت” ، “فاصله گذاری اجتماعی” و غیره نیز به همین ترتیب است.

از بحث بر سر آنها به این دلیل که کار نمی کنند ، دست بردارید. البته آنها کار نمی کنند ، اما این نکته مهم نیست (و بحث از این طریق شما را به “واقعیت” آنها می کشاند). به دلیل آنچه هستند ، مجموعه ای از آیین های انطباق عجیب و غریب که برای تثبیت بیعت با فرقه و ایجاد فضای عمومی “همه گیری مرگبار” انجام می شود ، با آنها مخالفت کنید.

راههای زیادی برای انجام این کار وجود دارد ، یعنی ایجاد درگیری داخلی. من این کار را به روش خودم انجام می دهم ، دیگران این کار را به روش خودشان انجام می دهند. اگر شما یکی از آنها هستید ، از شما متشکرم. اگر نیستید ، شروع کنید. با این حال و هر کجا که می توانید انجام دهید. عادی های جدید را با هیولا روبرو کنید ، هیولایی که آنها در حال تغذیه آن هستند … هیولا که آنها تبدیل شده اند.

درباره نویسنده

سی جی هاپکینز نمایشنامه نویس ، داستان نویس و طنزپرداز آمریکایی برنده جایزه در برلین است. نمایشنامه های او توسط انتشارات Bloomsbury و Broadway Play Publishing، Inc منتشر می شود. رمان دیستوپی او ، منطقه 23 ، توسط Snoggsworthy ، Swaine & Cormorant منتشر می شود.

جلد اول و دوم مقالات کارخانه رضایت وی توسط Consent Factory Publishing منتشر می شود ، یک شرکت تابعه در مالکیت کامل شرکت Amalgamated Content ، Inc. می توان با وی در cjhopkins.com یا رضایت نامه.org تماس گرفت.



دیدگاهتان را بنویسید