مذاکرات ایران و آمریکا؛ تهدید یا فرصت؟


به گزارش فلیپ؛ بحران اقتصادی جهانی و افزایش قیمت جهانی نفت به دلیل جنگ اوکراین، آمریکایی ها را به پیش بینی کاهش در بازارهای داخلی و جهانی برانگیخته است. موضوعی که آنها را به پای میز مذاکره با ایران کشاند. اما باید دید در پایان این مذاکرات به دنیا کمک خواهد کرد یا خیر!

در واقع اگر بایدن هم پایبندی به وظایف خود را تضمین کند، این مربوط به دوره خودش است و در صورتی که تنش خاصی بین ایران و آمریکا در منطقه وجود نداشته باشد، انجام خواهد شد.

آغاز دور جدید مذاکرات در دوحه قطر سه معنای مثبت دارد: اول، تسهیل گفتگوی ایران و آمریکا برای پایان دادن به گفتگو. دوم، تهران و واشنگتن از تلاش های قطر برای حل بحران هسته ای از طریق دیپلماسی قدردانی می کنند. و ثالثاً احترام و توجه بیشتر به همسایه ها که به خودی خود مثبت است اما تعیین کننده نیست.

هسته اصلی بحران هسته ای بین ایالات متحده و ایران بوده و هست. ده سال مذاکره در دوره آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد شکست خورده است زیرا ایران و آمریکا مستقیماً مذاکره نکرده اند و مذاکرات میانجی شده است. تا پایان دولت احمدی نژاد در سال ۱۳۹۱، مذاکرات مستقیم دو کشور در عمان در سطح معاونان آغاز شد و در دوره روحانی به سمت وزیر امور خارجه ارتقا یافت.

در واقع اصل مذاکره بین آقایان جان کری و محمدجواد ظریف و دو گروه کارشناسی صورت گرفت و نتیجه در نشست کشورهای ۱+۵ بررسی و تصویب شد. اگر علی باقری و رابرت مالی در مهرماه سال گذشته به این رویه ادامه می دادند، احتمالاً قرارداد نهایی تا قبل از پایان سال ۱۴۰۰ به امضای وزرای خارجه ایران و شش کشور می رسید.

اما هر چه به انتخابات کنگره آمریکا نزدیکتر می شدیم، سخت تر می شد. این از ابتدا مشخص بود. در صورت عدم توافق تا یکی دو ماه آینده، احتمال زیادی وجود دارد که مذاکرات را به بعد از انتخابات کنگره موکول کنند و در صورت پیروزی در انتخابات کنگره جمهوری خواه، احتمال احیای برجام وجود ندارد.

این شیوه صحبت کردن، نحوه صحبت کردن در مورد روش ۱۵ ماه گذشته را تسهیل می کند. در عین حال معتقدم اگر گفتگوها مستقیم باشد. سرعت کار افزایش می‌یابد، از سوء تفاهم‌های احتمالی در نحوه ارسال پیام‌ها جلوگیری می‌شود، احتمال توافق افزایش می‌یابد و زمینه فراهم می‌شود که آمریکا بتواند امتیازات بیشتری بدهد. با این حال، اگر آمریکایی‌ها بخواهند امتیاز ویژه‌ای بدهند، ترجیح می‌دهند آن را در گفتگوی مستقیم داشته باشند تا میانجیگری.

این یک واقعیت است که هر دو طرف توپ را روی زمین دیگر شوت می کنند، اما عجیب نیست. اما اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، در مورد برجام مقصر آمریکاست و حق با ایران است. زیرا ایران به وظایف خود عمل کرده و آمریکا نیز موافقت کرده است. حتی در حال حاضر، درخواست ایران مبنی بر تضمین عدم خروج آمریکا از این کشور، درخواستی مشروع، معقول و منصفانه است، اما طرف آمریکایی نمی تواند طبق قوانین و مقررات داخلی خود این کار را انجام دهد، زیرا بایدن نمی تواند رئیس جمهور بعدی را منصوب کند. کنگره ایالات متحده مصیبت های خاص خود را دارد و هیچ کس نمی تواند جلوی آن را بگیرد.

بایدن می تواند دوره ریاست جمهوری خود را تضمین کند، اما نمی تواند رئیس جمهور بعدی را تضمین کند. علاوه بر این، اگر بایدن دوره خود را نیز تضمین کند، اگر تنش خاصی بین ایران و آمریکا در منطقه وجود نداشته باشد، عملی خواهد بود.

یک اصل مهم که باید به آن توجه کرد این است که هر چه تنش بین ایران و آمریکا کمتر باشد، برجام بهتر اجرا می شود و هر چه تنش بیشتر باشد، برجام کمتر اجرا می شود. از این رو، از همان آغاز مذاکرات ایران و آمریکا، اسرائیل و صهیونیسم بین‌المللی و متحدانشان برای افزایش خصومت بین آمریکا و ایران در آتش سوخته‌اند و این سیاست را ادامه خواهند داد.

همکاری ایران و آژانس در قالب توافقنامه امنیتی همیشه وجود داشته و ربطی به مذاکرات برجام ندارد. اجرای پادمان ها برای همه کشورهای عضو NPT اجباری است، اما از آنجایی که ایران پروتکل الحاقی را در قالب آژانس پذیرفته است، همکاری ایران با آژانس در قالب آژانس بین المللی انرژی اتمی بستگی به نحوه اجرای برجام دارد و ادامه خواهد داشت. حدود ۱۲۰ کشور پروتکل الحاقی را اجرا می کنند زیرا نیازی به آن نیست. اما همه کشورهایی که غنی سازی دارند پروتکل الحاقی را اجرا می کنند. در صورت احیای برجام و بازگشت آمریکا به برجام، ایران به اجرای کامل پروتکل الحاقی بازمی گردد، بنابراین مشکلات بین ایران و آژانس راه حل قطعی دارد.

حال باید منتظر ماند و دید که اخبار مذاکرات قطر چگونه پیش خواهد رفت و آیا دو طرف می توانند مشکلات خود را در مذاکره مستقیم حل کنند یا خیر؟

پایان داستان